اليعقوبي ( مترجم : آيتي )
464
تاريخ اليعقوبي ( فارسي )
پس حسن بن على بادغيسى معروف به « مامونى » با وى جنگيد و او را شكست داد و ابو السرايا شكست يافته به « روستقباد » بازگشت و از بيمارى شكم درد سخت رنجور بود و حماد خادم معروف به « كندغوش » از جاى وى با خبر شد و بر او هجوم برد و او را گرفت و همراه وى نيز محمد بن محمد علوى و ابو الشوك غلامش را دستگير كرد و آنان را در نهروان نزد حسن بن سهل برد و چون بر وى در آمدند ، ابو السرايا به او گفت : خدا امير را توفيق دهد ، مرا نگه دار . گفت : خدا مرا زنده نگذارد اگر تو را زنده گذارم . پس فرمان داد تا او را گردن زدند و دو پاره كردند و بر دو پل بغداد بدار آويختند و محمد بن محمد علوى را كه نزد وى آوردند ، او را مقرب داشت و نوازش كرد و به او گفت : بيمى بر تو نيست ، خدا لعنت كند كسى را كه فريبت داد . و خالد بن يزيد بن مزيد را بر كوفه حكومت داد . حسن بن سهل به مدائن رفت و عبد الله بن سعيد حرشى را بجنگ محمد بن حسن « سلق » فرستاد و در واسط در طرف شرقى دجله برخورد كردند و سلقى هزيمت يافت و سپاهش در هم شكسته شد . و نيز عيسى بن يزيد جلودى را بر سر محمد بن جعفر علوى كه بر مكه مستولى شده و داود بن عيسى هاشمى را بيرون رانده بود ، فرستاد و چون جلودى به مكه رسيد ، محمد با وى بجنگيد و از وى امان خواست ، پس جلودى او را گرفت و خود او را نزد مامون به مرو برد و پسر خود را در مكه جانشين گذاشت و چون به گرگان رسيد محمد بن جعفر وفات كرد و نامه مامون به جلودى رسيد كه او را فرمان بازگشت به حجاز داده بود پس بازگشت . و حمدويه بن على بن عيسى بن ماهان را به يمن فرستاد كه ابراهيم بن موسى ابن جعفر علوى بر آن مستولى بود پس ابراهيم با همراهانى كه از يمن داشت ، بجنگ وى برخاست و نبردهاى سختى روى داد كه از طرفين كشته مىشد و حمدويه ، يزيد بن محمد بن حنظله مخزومى را در مكه جانشين گذاشته بود ، پس ابراهيم